تبليغاتX
نیایش نامه
بندگی را آغازیست به بلندای عشق و به وسعت عرفان.عاشق باشیم و عارف...

 

هرچه روح به خدا نزدیکتر باشد،آشفتگی اش کمتر است.

زیرا نزدیکترین نقطه به مرکز دایره،کمترین تکان را دارد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 19:18  توسط شفق و مارال  | 

 

 

به راستی که دنیا نبودنت را فریاد می زند...

ندیدنت را...

بیا که چشمها خسته اند از این همه ریا...

بیا که به یقین تو همان حقیقت نهفته ای

که طلوعت تمام تاریکی ها را از بین می برد...

بیا ای مهدی موعود...

بیا ای آرام دل...

دیگر چگونه بخوانمت؟

دل از این تنهاتر!

از این شکسته تر!

تو بگو آقا جان

چگونه صدایت کنم

 تا نگاهم کنی؟

چگونه به انتظار بنشینم

تا لحظه ای قدم بر چشمانم بگذاری؟

چگونه مهدی جان؟

چگونه؟

...

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 17:34  توسط شفق و مارال  | 

 

در دنیا آدمهایی هستند که به ظاهر زنده اند.

نفس می کشند،راه می روند،حرف می زنند،

زندگی می کنند،امّا در حقیقت اسیر دنیا،

برده ی زندگی و ذلیل حوادث هستند.

اینان برای آنکه نمیرند،

آن قدر خود را کوچک می کنند که گویا مرده اند.

امّا انسانهای آزاده،ممکن است تازه زندگی کنند

 ولی تا آنجا که زنده هستند،به راستی زندگی می کنند

و با اختیار خود نفس می کشند.

محکوم اراده ی دیگری نیستند.

دیگران تسلیم او هستند.

شهید چمران

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 9:59  توسط شفق و مارال  | 

 

 

ستایش آن خدایی را که او را می خوانم و او مرا اجابت می کند

هرچند وقتی او مرا می خواند،کاهلی می کنم.

ستایش آن خدایی را که برای هر حاجتی،هرگاه او را ندا کردم

و برای راز و نیاز با او خلوت کردم

بدون هیچ واسطه ای حاجتم را روا می سازد.

 

ستایش آن خدایی را که با من کمال دوستی را ادا فرمود

با آن که از من بی نیاز بود

و سپاس خدایی را که از خطا و گناهانم با بردباری گذشت ،

گویی که گناهی از من سرنزده است.

پس خدای من

محبوب ترین موجود،نزد من است

و به حمد و ستایش سزاوارترین ِ همه ی عالم...

فرازی از دعای ابوحمزه ی ثمالی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:14  توسط شفق و مارال  | 

 

عشق فقط می بخشد.

عشق هیچ گاه به گرفتن نمی اندیشد.

این معجزه ی عشق است.

اگر عشق را بدهی،هزاران بار بیشتر می شود

و به تو باز می گردد.

در ساحت عشق،گدا بودن ضرورتی ندارد.

عشق تو را سلطان می کند.

عشق،خود را به تو می بخشد.

و آن گاه عشق است که از در و دیوار فرومی ریزد.

عشق چیزی است که هرچه بیشتر آن را ببخشی

بیشتر به دست می آوری.

"مسیحا برزگر"

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 12:8  توسط شفق و مارال  | 

 

 

چه آسمانهای بلند،چه گلهای رنگارنگ،چه دریاها،

چه دلهای شکسته،چه عشق ها،چه اشک ها و چه حرمان ها...

عجیب آنکه بزرگی و عظمت انسان را در درد و غم و حرمان قرار دادی،

جهان را بدون درد و ناله و حرمان نمی خواهی.

" شهید دکتر مصطفی چمران"

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 15:56  توسط شفق و مارال  | 

 

شهادت جانسوز حضرت امام جعفر صادق(ع)

پیشوای شیعیان جهان بر همگان تسلیت باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 10:45  توسط شفق و مارال  | 

  

 

از خدا چون خردمندی بترسید

که دل را به تفکّر مشغول داشته

 و ترس از خدا بدنش را فراگرفته

 و شب زنده داری خواب از چشم او ربوده

 و به امید صواب،گرمی روز را با تشنگی گذرانده،

با پارسایی شهوات را کشته

 و نام خدا زبانش را همواره به حرکت درآورده.

"گزیده ای از خطبه ی ۸۳ نهج البلاغه"

"مرحوم استاد محمّد دشتی"

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 10:38  توسط شفق و مارال  | 

آدما وقتی دل گیر می شن ٬ غم دنیا میریزه تو دلاشون !

اون موقع فقط خدا می تونه به دردشون برسه ...

باید صداش کنن ٬ باید فریاد بزنن و بگن : (یا غیاث المستغیثین )

وای که اون موقع چه غوغایی به پا میشه از این شور ٬ از این عشق !!!

                                         یا غیاث المستغیثین 

                                         یا غیاث المستغیثین

                                         یا غیاث المستغیثین 

دلشون آروم میشه ٬ نرم میشه ٬ سبز میشه ...

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 8:17  توسط شفق و مارال  | 

 

دل،تنها نردبانی است که آدمی را به آسمانها می رساند

 و تنها وسیله ایست که خدا را در می یابد.

ستاره ی افتخاری ست که بر فرق خلقت می درخشد.

خورشید تابانی است که ظلمتکده ی جهان را روشن می کند

 و آدمی را به خدا می رساند.

دل، روح و عصاره ی حیلت است که بدون آن زندگی مفهوم ندارد.

عشق،غایت آرزوی انسان است.

بقیه ی زندگی فقط محملی برای تجلی عشق است.

"شهید دکتر مصطفی چمران"

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 10:41  توسط شفق و مارال  |